*کافشان،دوستت دارم*
 
*کافشان،دوستت دارم*
اینجا ، بهترین جای دنیاست
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Seifollah Ahmadi
نویسندگان
نظرسنجی
میزان رضایت شما از این وبلاگ چقدر است؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سلام دوست عزیز . حرف شما کاملا ً درسته و باهاش موافقم . باید حرفای شاد و امیدوارکننده هم اینجا زده بشه .

از شما دوست گرامی که لطف کردین و نظر دادین ممنونم ، فقط خواهشی که ازتون دارم اینه که اگر ممکنه نظر بدین که

چی باید نوشته بشه ؟ صمیمانه از نظراتتون استقبال می کنم .




نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها :

       نظرات
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391
Seifollah Ahmadi
این كه میگن زندگی آب روانی است روان می گذرد حقیقت داره ؟ اصلا منظورشون از این جمله چیه ؟ نمیخوام بگم این

حرفو قبول ندارم ولی میخوام بگم اگه واقعا جریان داره ما نباید هیچ سهمی ازاین جریان ببریم ؟ بذارین بیشتر توضیح

بدم،انتظاری كه من جوون و امثال من از زندگی داریم خیلی بیشتر از اینیه كه داره میگذره . زندگی خیلی لذت بخش تر

از این  حرفاس . ولی چی شده كه اكثر ما به یه زندگی معمولی و بی هیجان عادت كردیم ؟ آره ، عادت... نمیتونم با

این كلمه كنار بیام . میدونین ، وقتی می بینم خیلی از زندگیا داره بدون عشق و دوست داشتن سپری میشه و قصه

عادت پیش میاد دیگه نمیتونم حس خوبی به زندگی كردن ندارم . كاش ما آدما باورمون میشد كه زندگی یه چیزی

بیشتر از خوردن و خوابیدنه .این كه خیلی زود واسه هم تكراری میشیم خیلی دردناكه . غریبی و غربت این نیست

كه از خانواده و دوستات دور باشی ، غربت اینه كه در عین حالی كه دور و برت شلوغه هیچ كسی رو نداشته باشی.

چرا یاد نگرفتیم  واسه داشتن همدیگه تلاش كنیم؟ مگه این كه دیگران رو دوست داشته باشیم خیلی كار سختیه؟

چراوقتی یكیمون یه اشتباهی میكنه میشیم خدا و هرجوری كه دلمون میخواد قضاوت میكنیم؟ یعنی اینقدر كار

خودمون درسته ؟ ما هیچ عیبی نداریم ؟ اصلا مگه آدم بی عیبم هست؟ كاش یكم به عیبای خودمون نگاه میكردیم؟

بیاین نگاهمونو عوض كنیم . بیاین یه جور دیگه همدیگه رو دوست داشته باشیم . به خدا عادت كردن اصلا خوب نیست.

هر آدمی میتونه واسه هر روزش حرفی واسه گفتن داشته باشه . فقط به یكم چاشنی باور احتیاج داره.

درسته كه ما بچه های روستا هستیم و شاید خیلی از امكانات برامون فراهم نبوده ولی دلایی داریم به وسعت

آسمون و به زلالی دریا ، هر كاری كه بخوایم میتونیم انجام بدیم . اینو جدی میگم ، ما به راحتی میتونیم فعل خواستن

رو صرف كنیم . ما به جمله خواستن توانستن است ایمان كامل داریم .

هم محلیای گلم ، بیاین دستامونو تو دستای هم بذاریم و تصمیم بگیریم كه خوشگل تر زندگی كنیم . ما از عهده

هركاری برمیایم ، فقط یكم همت كنید.









نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها :

       نظرات
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391
Seifollah Ahmadi
یك شب سرد پاییز یك پروانه اومد پشت پنجره اطاق پسرك و به شیشه زد: تیك! تیك! تیك!

پسرك كه سرش حسابی گرم بود، برگشت و دید یه پروانه كوچیك اونجاست!


پروانه با شور و شوق گفت: می‌خوام باهات دوست بشم، لطفا پنجره رو باز كن.


اما پسرك با اوقات تلخی جواب داد: نمی‌شه، تو یه پروانه هستی!


پروانه خجالت زده سرش رو كج كرد و با صدای لرزون گفت: لطفا پنجره رو باز كن، هوا اینجا خیلی

سرده!


اون پسر باز هم قبول نكرد: برو از اینجا و منو راحت بذار!


پروانه با غم زیاد از اونجا دور شد.

فرداش پسرك از رفتارش پشیمون شد و پیش خودش گفت: برای اولین بار كسی خواست با من

دوست بشه ولی من حرفشو گوش نكردم و پیش خودش فكر كرد كه "ممكنه پروانه برگرده و این بار

با هم دوست می‌شیم".

مدت‌ها كنار پنجره باز اتاقش نشست. پروانه‌های زیادی اومدن اما از پروانه اون شب خبری نشد.

خسته از انتظار، پسرك پیش مرد دانا رفت و ماجرا رو براش تعریف كرد.

مرد دانا بهش گفت: پسر عزیزم عمر پروانه‌ها بیشتر از یك یا دو روز نیست!

پسرك از اون روز دیگه همیشه یادش موند كه برای دوستی و دوست داشتن فرصت كوتاهی داره و

نباید از کوچکترین فرصتی دریغ کرد.






نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : كافشان،

       نظرات
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391
Seifollah Ahmadi


یاد کوچه های بنی هاشم من را تا قیامت گرفتار خود کرده است

دل غریب من از گردش زمانه گرفت

به یاد غربت زهرا شبی بهانه گرفت

شبانه بغض گلوگیرمن کنار بقیع

شکست و دیده زدل اشک دانه دانه گرفت

به پشت پنجره ها دیدگان پراشکم

سراغ مدفنی پاک و بی نشانه گرفت

شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

رابه ساحت مقدس حضرت صاحب الزمان عج و محبین ان حضرت

تسلیت عرض می کنم.








نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
یکشنبه 3 اردیبهشت 1391
Seifollah Ahmadi
دیگه اون زمونا گذشته  كه میگفتن دلامون خیلی به هم نزدیكه حتی اگه شكممون گرسنه س. قصه تنهایی ما آدما

خیلی وقته كه شروع شده ، الان دیگه نمیشه گفت یكی بود یكی نبود ،انگار دیگه اصلا هیچ كس نیست . همون یكی

هم كه قبلا ً بود انگار دیگه نیست . میخوام یه حرفایی بزنیم كه خیلی وقته تودلم مونده . چی شده كه ما اینقدر از

همدیگه دور شدیم ؟ آیا واقعا ً مشغله های زندگی ماشینی باعثش شده یا این بهانه س؟ وقتی پدر مادرامون از

گذشته و حال و هواش برامون میگن آرزو میكنیم یه لحظه میتونستیم جای اونا باشیم و یكم بتونیم همدیگه رو درك

كنیم.آخ كه چقدر دلم میخواست من تو اون دوران به دنیا می اومدم . اصلا ً این زمونه رو دوست ندارم كه آدما حق

ندارن همدیگه رو دوست داشته باشن . دوره ای كه سیاست همه واسه زندگی شده سیاست جنگل ، همه میگن باید

گرگ باشی كه بتونی زنده بمونی. اگه گوسفند باشی میخورنت . وقتی همه مون اینجوری فكر میكنیم چجوری

میتونیم انتظار داشته باشیم كه با هم مهربون باشیم و همدیگه رو دوست داشته باشیم . آی آدما ، چرا نمیخوایم به

خودمون بیایم . چرا داریم خودمون رو گول میزنیم . چرا فقط منتظر موندیم كه امام زمان (عج) بیان تا همه چی خوب

بشه ؟

((خداوندا : ما مدعیان دروغین انتظار هستیم. حرف از چشم انتظاری محبوب می زنیم .اما به اندازه ی ساده ترین دوستانمان هم گوش به زنگ آمدنش نیستیم. الفبای انتظار را به ما بیاموز و لذت انتظار را به ما بچشان .))


چرا حق زندگی كردن رو از خودمون گرفتیم ؟ چرا نمیخوایم خوب زندگی كنیم؟چرا نمیخوایم همدیگه رو دوست

داشته باشیم ؟‌ همه ما آدما عیبای خودمون رو داریم ؟ چرا بیخیال این عیوب نمی شیم و به خوبی های همدیگه نگاه

نمی كنیم؟ چن روز پیش شنیدم واسه یكی از جوونای خوب روستامون اومده بودن تحقیقات واسه كارش. جوری زیر آب

بنده خدا رو زده بودن كه نزدیك بود اخراجش كنن . من نمیدونم این آدمای نامرد و بی معرفتی كه به خودشون اجازه

میدن در مورد دیگران هرجوری كه دوست دارن قضاوت كنن اصلا خدا رو میشناسن ؟ یكی از حرفایی كه زده بودن این

بوده كه طرف مسجد نمیاد . واسه همین گفتن پسر خوبی نیست . من نمیدونم از كی تا حالا ملاك خوبی و بدی آدما

شده مسجد رفتن ؟!! تو رو خدا این كارا رو نكنین . جوونی كه با هزار تا امید و آرزو یه كاری پیدا میكنه چرا با حرفای

صدمن یه غازتون زندگی و آیندش رو به باد میدین؟ من یا هر كس دیگه ای اگه گناهكارم باشیم با خدامون طرفیم .

چه آدمایی كه به ظاهر خیلی بد و خرابن و دل باصفایی دارن و چه آدمایی كه ظاهر فریبنده ای دارن و .....

باور كنین ماجوونا هم مثه همونایی هستیم كه واسه موندن ما رفتن . ما هم میفهمیم شهید یعنی چی . ماهم

دوست داریم پای هدفا و آرماناشون واستیم ولی ای كاش همه كمك میكردن و اینجوری رهامون نمیكردن . كاش

همینقدری كه به آسونی میتونیم به ماهواره و اینترنت دسترسی داشته باشیم به همین راحتی هم میتونستیم

بفهمیم شهید و شهادت چیه ، جانباز و جانبازی یعنی چی ، نمازو طعم واقعیش چیه و .........



به خدا خسته شدم از این دنیای بی مرام . اصلا به نظر شما دنیا بد شده یا ما آدما بد شدیم ؟ خیلی راحت در مورد

دیگران قضاوت می كنیم . اصلا هم برامون مهم نیست كه داریم آبروشو می بریم . چرا وقتی یه كسی یه اشتباهی

میكنه همه شمشیر رو از رو می بندیم؟ آیا فكر نمی كنیم كه ممكنه یه روزی همون اتفاقات واسه خودمون و

خانوادمون بیفته ؟ اون موقع چیكار می كنیم؟

چرا اینقدر خودمون رو از خدامون دور كردیم ؟ خدا خیلی مهربون تر از اینیه كه ما فكر میكنیم . اگه قرار بود خدا هم مثه

ما باشه دیگه اسمش خدا نبود ، بهش میگفتن انسان .

میشه یكم عوض بشیم و از این عوضی شدن فرار كنیم ؟ میشه دستامون رو تو دست هم بذاریم و به همدیگه كمك

كنیم؟ میشه سنگ جلوی پای همدیگه نندازیم؟

خداجونم ، تو كمكمون كن . . .كمك كن همون آدمی باشیم كه خودت میخوای ...همونی كه میخواستی اشرف

مخلوقاتت باشه ولی انگار یادش رفته كی بوده و واسه چی اموده تو این دنیا... خدایا نذار خودمون رو فراموش كنیم كه

اگه اینجوری بشه تو رو هم فراموش می كنیم...

دوستای گلم ، واسه من سراپا تقصیرم دعا كنین . ..خیلی محتاج دعاتونم...یادتون نره...










نوع مطلب : درد دل، 
برچسب ها : كافشان،

       نظرات
یکشنبه 3 اردیبهشت 1391
Seifollah Ahmadi
سلامی به طراوت بهار تقدیم به هم محلی های نازنین خودم . خوبین ؟ كیفتون كوكه؟ خب خداروشكر

راستی سال نوتون مبارك . ببخشین توروخدا ، مشغله هام خیلی زیاد شدن ،كمتر میتونم مطلب بذارم .

من یه پیشنهاداتی دارم ، اگه مایل باشین و استقبال كنین حتماً مطرح می كنم ....

خوشحال میشم نظراتتون رو بشنوم....

برام دعا كنین ، عاجزانه ازتون التماس دعا دارم . فراموشم نكنین


فعلا.......




نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : كافشان،

       نظرات
جمعه 25 فروردین 1391
Seifollah Ahmadi
سلام. در پاسخ به اون دوستی که گفتن ما هم مثله بقیه فقط حرف زدیم و اهل عمل نبودیم باید بگم خیلی دوست

دارم خودشون دست به کار بشن و واقعا عمل کنن . آخه مشکل ما هم همین بود ، هیچ کس حاضر نیست کمکی

بکنه .همه ترجیح میدن تماشاچی باشن و نظر بدن .درد ما دوربودن دل هامون از همدیگه است . اینکه چشم دیدن

همدیگه رو نداریم . اینکه اکثرمون تحمل کنار هم بودن رو نداریم و فقط دوست داریم روبه روی هم باشیم . دوست

عزیز ، اینقدر دلم پره که فقط میتونم بهت بگم یا خیلی دلت خوشه یا اصلا مردم رو نمیشناسی . اصلا حرف شما

درست ، ما این کاره نیستیم پس چرا شما که راه رو بلدی کاری نمیکنی ؟ آیا واقعا ً احساس مسئولیت نمیکنی ؟ اگر

حس میکنی باید یه کاری واسه روستات بکنی پس چرا عقب نشستی ؟ اینو مطمئن باش که یه دست هیچ وقت صدا

نداشته تا آخر دنیا هم یه دست صدا نخواهد داشت . تا موقعی که همه نخوان هیچ اتفاق خوبی نمیفته . هر کاری هم

که انجام بشه زودگذر و مقطعیه . میدونی چرا ؟ چون یه عده مثله اون دوستی که نظر داده بودن لابد خودتون مشکل

دارین که مردم پشت سرتون حرف میزنن فقط دنبال اینن که چهره ها رو تخریب کنن . نمیگم ما آدمای صالحی هستیم

ولی اینو میدونم و از خودم مطمئنم که خواستم واسه این مردم و روستام کاری بکنم اما کسی که کمکمون نکرد

هیچی هرچی که میتونستن هم سنگ جلوی پامون مینداختن . چقدر خوب می شد اگه همه سعی میکردیم عیبامون

رو با کمک همدیگه برطرف کنیم نه اینکه توجهمون به نقاط ضعف باشه و باعث بیشترشدنشون بشیم . چرا ما آدما فکر

میکنیم ما مسئول رسیدگی به اعمال دیگرانیم ؟ پس خدا چیکارس؟ خدا رو که قبول دارین؟ به همون خدایی که قبول

دارین دلمون رو شکستند.............والسلام.










نوع مطلب : درد دل، 
برچسب ها : کافشان،

       نظرات
جمعه 5 اسفند 1390
Seifollah Ahmadi
سلام به مردم عزیز و همشهریای گلم

بابت تاخیری که پیش اومده ازتون عذر میخوام . متاسفانه یا خوشبختانه به علت مشغله زیاد کمتر میتونم بیام و مطلب

بنویسم . ولی مطمئن باشین هرموقعی که وقت کنم می نویسم .

یادتون هست پیشنهاد دادم یدونه کافی نت تو روستامون تاسیس کنیم ؟ خوشبختانه موافق زیاد داشت ولی متاسفانه

به دلایلی امکان انجام این کار در حال حاضر وجود نداره .

خدایی خیلی دلم میخواد بچه های روستامون بیشتر با کامپیوترو اینترنت آشنا بشن . ولی متاسفانه موانع اینقدر زیادن

که حل کردنشون نیاز به کمک همگانی داره که بازم متاسفانه هیچ کس حاضر نیست دست تو دست ما جوونابذاره .

اشکالی نداره . . . چون من خود بچه ها و جوونا رو هم مقصر میدونم . اوناهم مثل قدیمیا فکر میکنن . ناراحت نشین،

چون واقعیته .دلم میسوزه که اینجوری  میگم . اصلا نمیفهم چرا مردم به فکر خودشون نیستند .نمیدونم دیگه باید

چطوری بهشون بگیم....خدا اون روز رو نرسونه که ما هم دیگه از گفتنشم خسته بشیم .ازبس گفتیم و گوش

شنوا پیدا نکردیم.




نوع مطلب : درد دل، 
برچسب ها : کافشان،

       نظرات
دوشنبه 26 دی 1390
Seifollah Ahmadi
همونجوری که قبلا هم گفتم نیاز به یادگیری زبان به شدت احساس میشه . خیلی از بچه های روستامون برای

پیشرفت و موفقیت دست به کار شدن و در کلاسهای زبان های خارجی در شهرستان فلاورجان و یا شهر اصفهان

ثبت نام کردن.ما به راحتی میتونیم بهترین کلاسها رو با بهترین کیفیت تو روستای خودمون برگزار کنیم که دیگه لااقل

هزینه های ایاب و ذهاب حذف بشه . اینجوری تعداد کسایی هم که زبان یاد میگیرن بیشتر میشه.اینجوری تونستیم

 یه کاری واسه خودمون و آیندمون انجام بدیم . این سرمایه گذاری ایه که واقعا واسه پیشرفت یه اصل مهم و ضروریه .

مطمئن باشین اگه شماهااستقبال کنین بهترین استاد رو میاریم روستامون و با کیفیت ترین کلاسها رو برگزار می کنیم

. نظر بدین و بگین اگه چنین کلاسایی تشکیل بشه شما شرکت میکنین یا نه . بگین بین این کلاسها و کلاسهای بیرون

روستا کدوم یکی رو انتخاب می کنین. منتظرتون هستم....نظر یادتون نره








نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : کافشان، کلاس زبان روستای کافشان،

       نظرات
سه شنبه 6 دی 1390
Seifollah Ahmadi
سلام . امیدورام که حالتون خوب باشه

از اونجایی که علم و تکنولوژی روز به روز در حال پیشرفتِ ، لزوم آشنایی جوونا و نسل جدید با این علوم هم بیشتر

حس میشه . قدیم می گفتن کسی که نتونه بنویسه و بخونه بی سواده ولی جدیداً میگن کسی که با زبان و کامپیوتر

آشنایی نداشته باشه بی سواده . با این حساب آمار بی سوادای ما خیلی بالا میره . از اونجایی هم که معمولا بچه

های روستایی امکانات لازم رو ندارن از این پیشرفت تکنولوژی عقب می مونن. نظرتون در مورد تاسیس یه کافی نت

تو روستامون چیه؟؟؟ منتظر شنیدن نظرات و پیشنهاداتتون هستیم....          ممنون






نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : کافشان، کافی نت روستای کافشان،

       نظرات
سه شنبه 6 دی 1390
Seifollah Ahmadi
واقعا خسته نباشید . . . دست مریزاد . . .بابا ایول اله . . .

میدونین داستان چیه ؟ قضیه از این قراره یه افرادی که تعدادشون هم زیاد نیست هنوز ما کاری نکرده شروع کردن به

صفحه چیدن و حرف زدن پشت سر ما.من نمیدونم ما چه هیزم تری بهشون فروختیم که اینجوری برخورد میکنن .

میدونین دلم از کجا میسوزه ، از اونجایی که همین افرد جسارت روبه رو شدن رو ندارن و فقط بلدن پشت سر یکی

حرف بزنن . چی می شد اگه هر کسی نظر ، پیشنهاد یا انتقادی داشت به خودمون میگفت . نه اینکه بره و این حرفا

رو از خودش در بیاره . چه خوب بود اگه این فرهنگ بینمون جا می افتاد . به خدا این کارا خیلی زشته . نشنیدین میگن

خدا جای حق نشسته و از هر دستی که بدی از همون دست میگیری . دنیا دار مکافاته . چرا بیخود و بی جهت هم این

دنیا و هم اون دنیامون رو خراب میکنیم ؟؟؟!!!!!ما که واسه ریاست و خودنمایی نیومدیم جلو . جوونا و بچه های این

روستا دوست دارن خوشکل زندگی کنن ، از نظر شما عیبی داره . هر انسانی یه عیبی داره . بعضیا مثل منم بیشتر از

یه عیب . شما کمک کنین که عیبامون رو برطرف کنیم نه اینکه تیشه رو بردارین و مستقیم بزنین به ریشه . دلمون

میخواد تا موقعی که تو این روستا زندگی میکنیم هر کاری که از دستمون برمیاد انجام بدیم . شما هم کمک کنین . چرا

باور نمیکنین ما به هر چی که بخوایم میتونیم دست پیدا کنیم . فقط باید دستامون رو تو دست همدیگه بذاریم و با

قاطعیت به سمت هدفمون قدم برداریم . اگه یکم با هم متحد بودیم و اینقدر زیرآب همدیگه رو نمیزدیم  تا حالا همه ی

مشکلاتمون حل شده بود . هیچ وقت دیر نیست . بیاین از همین حالا با همدیگه شروع کنیم . قول میدم میتونیم به

همه ی اون چیزایی که میخوایم دست پیدا کنیم .

شاید شما بگین اگه کاری واسه خدا انجام بشه دیگه حرف مردم نباید مهم باشه . ولی عزیزان من ، خود خدا هم

گفته که اگه مردمی دوست ندارن کار ی واسشون انجام بدین ، انجام ندین . ما و هر انسان دیگه ای هم تا یه حدی

تحمل میکنه ولی جایی که آبروی آدم در میون باشه دیگه ناخودآگاه هیچ کاری نمیتونه انجام بده . منظورم اینه که

خیلی حرف و حدیث واسمون درست کردن ، ما هم تا اینجا تحمل کردیم ولی شاید روزی برسه که تحملش واقعا

غیر ممکن باشه . نذارین اون روز برسه . به خدا حیف مردم و جوونای این روستاست که حق خوب زندگی کردن رو

ازشون بگیریم . زندگی این نیست که صبح زود لباساتو بپوشی و تا شب جون بکنی و هیچ لذتی هم از زنده بودن و

نفس کشیدنت نبری  . زندگی فرصت با هم خندیدن هاست . حیف لبای خوشکلتون نیست که واسه تهمت زدن و...

باز بشه . با همین لب ها میشه خندید و از زندگی لذت برد. این فرصت ها را از بین نبریم،یه روزی پشیمون میشیم.

التماس دعا......




نوع مطلب : درد دل، 
برچسب ها : کافشان،

       نظرات
دوشنبه 5 دی 1390
Seifollah Ahmadi
به قول قدیمیا :" خنده بر هر درد بی درمان دواست "

سلام به همه ی جوونای باحال و خوش خنده ی روستا

یادتون هست گفتم یه خبرای خوشی براتون دارم . بذارین یه قسمتی از اون رو براتون بگم . راستش یه هفته ای

هست که با چند تا از بچه ها درگیر کارای کانون فرهنگی هنری روستاییم . با بچه ها تصمیم گرفتیم که اگه شما

جوونای باحال موافق باشین حداقل هفته ای یه بار دور هم جمع بشیم و فقط بگیم و بخندیم . فقط همین...دوست

داریم همه ی شما بیاین . هیچ فرقی نمیکنه کی هستی و چند سالته . میخوایم هممون با هم دوست باشیم و

حداقل اون چند ساعتی که با همدیگه ایم خوش باشیم . عقیده همه دوستان این بود که دیگه واقعا دلای مردم گرفته

و کمتر وقت خندیدن پیدا میکنن.اینقدر گرفتاری ها زیاد شده که اصلا خندیدن مشکل شده . ولی وقتی دستامونو تو

دست همدیگه بذاریم و دلامون هم یکی بشن مطمئن باشین غصه ها جرات راه پیداکردن به دلامون رو ندارن . اینقدر

سربه سر مشکلات و غصه هامون میذاریم که خودشون پا به فرار بذارن . خلاصه دوستانه بگم ، حالشونو

میگیریم....پس دوستای عزیزم ، وقتشه که دیگه فرصتای با هم بودن رو از دست ندیم تا خدایی نکرده بعدا غصه شون

رو نخوریم . بیاین نظر بدین و بگین چه روزی در هفته وقت فراغت دارین که اونموقع جلسه خنده رو برگزار کنیم .

میتونین همین جا هم نظر بدین . اگرم دوست داشتین دفتر کانون 3 روز در هفته بعدازظهرا بازه و میتونین اگه سوالی

داشتین به اونجا مراجعه کنین . بازم میگم ، داستان این نیست که فقط چند تااز دوستامون رو دور هم جمع کنیم و

اجازه ی ورود به هیچ کسی رو ندیم ، هر کسی که دوست داشته باشه میتونه تو این جلسات شرکت کنه . هیچ

فرقی هم بین ما نیست ، همه مون با همدیگه دوست و رفیقیم . بعدا زمان و مکانش رو بهتون میگم . . .همیشه شاد

و سرزنده باشید...انشااله........فعلا







نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها :

       نظرات
شنبه 26 آذر 1390
Seifollah Ahmadi
اگر هدف به قدر کافی بزرگ باشد رسیدن به آن آسان تر می شود زیرا هدف بزرگ شور و هیجان بیشتری ایجاد می کند
                                                                         (( آنتونی رابینز ))

با همت جوونای روستامون انشااله به زودی شاهد اتفاقات خیلی خوبی خواهیم بود . مطمئن باشین با اراده ای که این

جوونا دارن حتما موفق میشن و با یاری الهی به خیلی از چیزایی که نیاز داریم خواهیم رسید . فقط خواهشی که از شما

مردم عزیز دارم اینه که کمکشون کنید و به جای توجه به نقاط ضعف و منفی نگری به جنبه ی مثبت قضیه فکر کنید . من

بهتون قول میدم که اگه دست در دست هم بدیم و اون نقاط مثبتی که گفتمو پرورششون بدیم به مرور زمان ضعف ها و

منفیات هم از بین میرن .

منتظر
شنیدن
خبرهای
         خوش باشید .




نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : کافشان،

       نظرات
شنبه 19 آذر 1390
Seifollah Ahmadi
همیشه میگن تجربه ی پیران و انرژی جوونا اگه کنار هم باشه تمام اهداف اون جمعیت محقق میشه . نمیدونم

چجوری باید ازتون بخوام که دست به کار بشین و کمک کنین که روستامون رو پیشرفتش بدیم . من احساس میکنم روز

به روز داریم یه چیزایی رو از دست میدیم . مورد دم دستش همین محرمه که امسال اصلا هیچ شور و حالی نیست و

انگار نسبت به سالهای قبل ضعیف تر شدیم . خدایا ، خودت کمکمون کن . کمک کن تا خودمون رو فراموش نکنیم که

اگه کمک نکنی تو رو هم فراموش میکنیم . شایدم فراموش کردیم و خودمون غافلیم ...

چرا همش بهونه میاریم که گرفتاریامون زیاد شده و دیگه وقت این کارا رو نداریم . مگه میشه آدم وقت آزاد تو زندگیش

نداشته باشه؟شاید دوست نداریم کاری بکنیم.نظر شما چیه؟

بیاین خودمون رو نجات بدیم ، به خدا داریم غرق میشیم و خبر نداریم . ما همون مردمی هستیم که واسه رسیدن به

اهدافمون جوونامون رو فرستادیم جبهه و جانباز و شهید تحویل گرفتیم؟ نکنه هدف اونا برامون بی ارزش شده؟ نکنه

کاری که کردن دیگه هیچ اهمیتی نداره و فقط وظیفشون بوده که انجام دادن؟

اگه اونا رفتن حالا وظیفه ی من و توی جوونه که واسه خوب زندگی کردنمون تلاش کنیم و زحمت بکشیم.

مردم عزیز ، بگین باید جوونامون چیکار کنن . اونا دوست دارن کار کنن فقط نمیدونن چطوری باید فعالیت کنن . . .

کمکشون کنید....







نوع مطلب : درد دل، 
برچسب ها : کافشان، جوانان،

       نظرات
دوشنبه 7 آذر 1390
Seifollah Ahmadi
تو این ایام ما رو از دعای خیرتون فراموش نکنید . تو رو خدا برام دعاکنین . ملتمسانه محتاج دعاتون هستم. . .یادتون نره..

اگه می بینین زیاد انتقاد می کنم به این معنی نیست که بدبینم و فقط بدی ها رو می بینم . فقط به خاطر اینه که دوست

دارم روستامون از هر جهت بهترین باشه . هر روز فکر میکنم و با خودم میگم چـــــرا؟؟ یه کاری نمیکنیم و همش خودم رو

مسئول میدونم . واقعا هم دوست دارم هر کاری از دستم بر میاد انجام بدم ولی واقعا تنهام و کسی کمکی نمیکنه.ولی

من مطمئنم خیلی ها دوست دارن کمک کنن تا به هدفمون برسیم . ایمان دارم که ((کافشان)) بهترین روستاست . شاید

امکاناتمون پایین باشه ولی مردم باارزش و خوبی داریم...امیدوارم که همه چه عالی بشه و مطمئنم که میشه ، مطمئنم.




نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : کافشان، التماس دعا،

       نظرات
دوشنبه 7 آذر 1390
Seifollah Ahmadi


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5